خرید بک لینک
دلم میخواد این زندگی رو بالا بیارم.شاید از جهاتی ناشکری باشه ولی بزار بگم که،از دکور این خونه بدم میاد و خستم،از تموم چیزای تکرار این خونه،از دیر بیدار شدن،از چایی دم کردنای دم ب دیقه ای،از خرج انرژی با ارزشم برا کارای این خونه(خونه داری واقعا مزخرفه)،از نبود اونی ک نمیدونم کیه و معلوم نی کدوم گوریه،از بی بغل گذروندن،از بی بوسه گذروندن،از تاچ نشدن،از هدر رفتن جوونیم،از اینکه همه چی داره ب سمت نیستی حرکت میکنه اونم با سرعتx2من از هیچی راضی نیستم... منو هیچی خوشحال نمیکنه ...ولم کنین.دوس دارم جم کنم برم.

برچسب: نویسنده: میلاد رضاپور تاريخ: سه شنبه 30 آبان 1402 ساعت: 20:23

باید ب خودم مهربون تر تر تر باشم.منی ک هیچکس اونجوری ک باید باهام مهربون نیس.

برچسب: نویسنده: میلاد رضاپور تاريخ: جمعه 12 آبان 1402 ساعت: 20:23

ن نمیخوام فاز انگیزشی بردارم.نه.فقط اینکه این داستان اینجوری شخمی تموم نمیشه.این ته این داستان نیس!!!ته این داستان نباید اینجوری باشه.نباید

همه چی ظاهر کار نباید باشه.خوشبختی باید باشه.خوشبختی درونی،خوشبختی واقعی.گوووووووووووووور بابای مردم.گور بابا افکار و نظراتشون.بچسب ب خوشبختیت دختر.خودتو با چیزایی ک میخوای خفه کن.بچسب بهشون.

برچسب: نویسنده: میلاد رضاپور تاريخ: جمعه 12 آبان 1402 ساعت: 20:23

چ بچه های با ادبی بودیم ما.و چقددددد یه سری از بچه های دهه های جدید پررو و بی ادبن... جدا! دیگه بزرگتر و خانواده و اینا مفهوم خودشونو از دست دادن.اینا هر چی دلشون میخواد میگن.گاها یه برخوردایی میکنن که ما با ادمای غریبه هم نمیکنیم چ برسه ب خانوادمون!

برچسب: نویسنده: میلاد رضاپور تاريخ: جمعه 12 آبان 1402 ساعت: 20:23

اخرین باری ک یه آدمو بوسیدم کی بود؟برگام.اخرین بوسم برمیگرده ب سال ها پیش

برچسب: نویسنده: میلاد رضاپور تاريخ: سه شنبه 2 آبان 1402 ساعت: 13:49

صفحه بندی